آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

شروع فصل های گرم و سردی دل من

1393/1/26 9:03
نویسنده : شهرزاد
497 بازدید
اشتراک گذاری

نمیدونم چرا

تابستون که میخواد شروع شه

یعنی از فروردین به بعد

من همش دلم میگیره  و تا کسی بهم میگه بالا چشمت ابرو

دوست دارم برم تو یه اتاق و تنها

فقط گریه کنم

برای خودم جای سوال شده

البته

یکی از همکارام میگفت

توبارداری معمولا اینطوری میشن خانم ها

سه هفته ای هست تکونای وروجک رو احساس میکنم و اگه چندساعتی دیر بشه

دلم برای وول خوردنش تنگ میشه

و دروغ نگم

بعضی موقع ها هم نگران میشم

الان 21 هفته هستم و یعنی تو ماه پنجم

هر روز که میگذره

به این فکر میکنم که پرستار خوب و دلسوز پیدا کنم و حتی کسی رو که بعد از زایمانم بیاد پیشم

مبادا نتونم به جفت دخملا برسم

این روزا این مسائل دغدغه م هست

و البته

فکر کردن به فرا درمانی و طب سنتی و دکتر نباتی هم برای آنیتا قسمت دیگه ای از روزم رو پر میکنه

از هفته دیگه دوشنبه یک روز کاردرمانی رو دوباره با آقای عنبرا شروع میکنیم و باز هم نگرانی من .....

من دقیقا سر آنیتا هم

خیلی صبور شده بودم

خیلی اروم بودم

به قول دوستم

عرفانی شدی حسابی

نمیدونم چرا ولی حس من تو بارداری کلا متفاوت هست

یه موقع هایی به خاطر این همه تلاش و صبوری و مهربونی و گذشتی که در مقابل کارها و رفتارهای دیگرون نشون میدم از خودم تشکر میکنم

چون تو این شرایط که به توجه خیلی زیادی نیاز داری و نیاز هست و تو سعی میکنی خودت رو بی نیاز کنی

این دیگه نیاز به تشکر داره

خداییش نه داره ؟

راستی

نگفته بودم

14 فروردین به همت یکی از دوستانی که اینجا سر میزد مامان رها

رفتیم بیمارستان مرکز طبی کودکان

برای بچه ها عروسک بردیم

البته مبلغ بیشتر رو مامان رها گذاشت و عروسک هارو هم خودش گرفت

چون تو عید ما درگیر یه مشکل برای ماشینمون شدیم که نمیتونم بنویسم و بگم

و من حسابی تنبل شدم

مجبور بودم همش خونه باشم

 تو بیمارستان همش تلاشم این بود

درون غمگینم رو چهره ام اثری نذاره

و حداقل برای یه لحظه با خنده وارد اتاق شم

که دل بچه ها و مامانا هم برای یه لحظه شاد شه

معمولا به همشون میگفتم

مطمئن باشید

سال دیگه این موقع همه شما تو جاده در حال رفتن به مسافرت هستید.

دلم خون میشد وقتی بچه هایی رو میدیدم که مشگل حاد داشتن

از یاسمن عزیز مامان خوشگل رها خانم خیلی ممنونم که کمک کرد این کار انجام شه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

دنیز
26 فروردین 93 10:29
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد آری خدای خوبی داریم خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد
دنیز
26 فروردین 93 10:30
هوا چقدر خوب و دو نفره ست ... من هستم و خدا ... و در جاده ی زندگی ، صورتم مهمان نسیمی که معطر شده از امید ... به خودم میگم : هیچ چیز ارزش این رو نداره که دستم رو از دستان مهربون خدا بکشم بیرون و بگذارم تو دست غیر خدا ... راستی اونکه دستان مهربان خدا رو به غیر او فروخت غیر از افسوس چه چیزی رو بدست آورد ؟
دنیز
26 فروردین 93 10:31
به کعبه گفتم تو ازخاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم ندا امد تو باپا امدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم
دنیز
26 فروردین 93 10:38
دست به دامن خدا که میشوم… چیزی آهسته درون من به صدا میاید که: نترس! از باختن تا ساختن دوباره… فاصله ای نیست…
نرگس
27 فروردین 93 14:42
سلام خیلی خوشحال شدم اومدی وبلاگم شهرزاد جون. ببخشید اگه نگران شدی. الان خیلی خوبم. تو عید داییم که سرطان داشت حالش بد شد و چند روزی شدیدا حس های بدی داشتم. وقتی تلفن زنگ میخورد دلم هری میریخت. 16م هم داییم فوت کرد و چند روزی دپرس بودم. اما الان خوبم خداروشکر. به نظرم حتما پرستار بگیر واسه بچه ها اینطوری هم کار خودت سبک تر میشه هم اینکه به هر دوتا دخترا میتونی برسی نی نی وول میخوره هی؟ باورت میشه من انقدر دوس دارم دستمو بذارم رو شکم یه خانم باردار حرکت بچه رو حس کنم. اما هیچوقت نشده
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم خوب خداروشکر خوبی ای بابا چه غم بزرگی انشالله روحش شاد باشه خدا به مادرت صبر بده اره حتما باید دنبال یه نفر باشم که کمکم کنه خیلی دوست دارم به وبلاگا سر بزنم اما خیلی وقت نمیکنم همش درگیرکار بیرون و کار خونه ام الان هم به همه سپردم عزیزم حیف پیشم نیستی والا هی دستتو میگرفتم میذاشتم رو شکمم
مامان یاسمن و محمد پارسا
28 فروردین 93 1:35
ایشالاه دوران بارداریتون را با ارامش و سلامتی طی می کنید . افرین مامان چه کار خوبی کردید ایشالاه خدای مهربون انیتای خوشگلم را هم شفا بده
شهرزاد
پاسخ
مرسی گلم انشالله خواهرت چطوره عزیزم ؟ من به یادش هستم و براش دعا میکنم
مامان رها
29 فروردین 93 3:07
سلاااااام بهترين مامان دنيا اول اينكه اين كم.طاقتيات واسه بارداريته مامانه كوجولوبعدشم اخه توسني نداري كه هنوز خودت ني ني اي واسه همين بعضيوقتا لوسيت مياد دراخرم ممنون ازتووووو بخاطر اينكه تو باعث وباني اين كاربودي و خوشحالم كه منم همراهيت كردم انيتاي نازوببوس دوستم وقت داشتي ازش عكس بزار جوجه رو
شهرزاد
پاسخ
آی جه خوب گفتی یاسمن اره واقعا خودمم بچم لطف داری زحمتا با خودت بود این یه جا وای نمیسه که اینقدر ووول میخوره نمیشه ازش عکس گذاشت
مریم مامان آرنیکا
31 فروردین 93 10:25
سلام مامان مهربون من پیش نباتی رفتم به نظرم نرو .فرادرمانی بهتره حداقل آرامش خودتک خانوادت عالی میشه .من به همه سمردم برای بچه کوچولو و آتیتا و خانوادت که نرتب براتون اعلام کنن .دیشب خوابتو دیدن .توی پارک بودیم .من کلی باهات حرف زدم بعدش خودمو بهت معرفی کردم .بقیش یادم نیست دعا میکنم این بجه دلتونو شاد کنه .انشالا
شهرزاد
پاسخ
سلام مریم جان مرسی گفتی اره فرادرمانی هم خیلی خوبه شنبه با یکیشون قرار دارم البته فرادرمانی نیست طب سنتیه دوستم که معرفی کرده میگفت یه بچه از قزوین میومده پیششش که حالش الان خیلی بهتره این اقا ساکن قم هست و شنبه برای کاری داره میاد تهران امیدوارم بتونم ببینمش
الهام مامان علیرضا
4 اردیبهشت 93 11:45
سلام شهرزاد عزیزم چه خوب که خوبی خوشحالم که وروجک هم خوبه و تکون می خوره چه کار خوبی کردی رفتی مرکز طبی کودکان خدا از شما و یاسمن جون قبول کنه امیدوارم همیشه خوش حال و سر حال باشی و با روحیۀ پر انرژی به نی نی هات برسی بیا خصوصی
شهرزاد
پاسخ
سلام الهام گلم خوبی تو ؟ مرسی انشالله کمک کوچکی به نیت سلامتی بچه های بیمار و شادی دل خودمون بود که انشالله سال دیگه تعداد بیشتری بشیم بریم لطف داری خواهر در مورد خصوصی هم کلی ناراحت شدم میام وبت میذارم
دنیز
5 اردیبهشت 93 2:07
سلام اخرین مطلبت 26 فروردینه الان 3 اردیبهشته کجایی دختر؟؟
شهرزاد
پاسخ
سلام خاله دنیز اومدیم باباییمون نبود رفته بود ماموریت مشهد منم حسابی درگیر دانشگاه و آنیتا بودم مخلصیم
مامان یاسمن و محمد پارسا
7 اردیبهشت 93 2:24
عزیزم ممنونم که جویای حال خواهرم هستید عزیزم تغییر چندانی نداشته نه بهتر نه خوبتر شده فعلا در حال معالجست
شهرزاد
پاسخ
قربانت انشالله به زودی حالش خوب بشه هم حال تو رو عوض کنه هم خودش از این سختی بیرون بیاد.